ساعت ۶ صبح روز شنبه ۲۷/۷/۹۸ در میدان معلم جمع شدیم جمعا ۵ نفر بودیم و سوار ماشین سرپرست گروه، آقای سالاری شده و به سمت پلیس راه شیراز – بوشهر حرکت کردیم. پس از طی حدود ۸ کیلومتراز پلیس راه به ورودی جاده فرعی سیاخ دارنگان در سمت چپ جاده رسیدیم وارد جاده فرعی شده و پس از حدود نیم ساعت با عبور از روستاهای: ایور،دره ، شیب جدول به  پل رودخانه قره آقاج رسیدیم پس از پشت سر گذاشت پل و سپس روستای اسلام آباد نرسیده به روستای دارنگون ، روبروی قبرستان به سمت جاده خاکی پیچیدیم ، تا حدی که می شد به شروع مسیر پیمایش  نزدیک شدیم .ماشین را  پارک کرده و کوله ها را برداشتیم و در ساعت ۷ به سمت تنگ خانی و کوه دلو حرکت کردیم.

کوه دلو آخرین شاخه جنوبی جبال زاگرس است؛ یعنی جبال زاگرس با این کوه به پایان می‌رسد. کوه دلو با حدود ۳۲۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع‌ترین قله جنوب شیراز است، حدود ۱۷ هزار هکتار وسعت دارد و سرآغاز منطقه‌ای کوهستانی است که به کوهمره سُرخی شهرت دارد. پیش‌تر تصوّر می‌شد که نام «دلو» ترکی و از ریشه «دلی» به معنی «دیوانه» است و طوایف ترک این نام را به آن داده‌اند و منظورشان کوه «سرکش» بوده است. این تلقی در کتاب ایل ناشناخته: پژوهشی در کوه‌نشینان سُرخی فارس (نشر نی، ۱۳۶۶) بازتاب یافت. بعدها، آقای ایرج افشار توجه دادند که، با توجه به نام‌های مشابه چون «دالاهو» (کرند غرب)، نام «دلو» فارسی است.وشاید به معنی بالا باشد . البته بعضی از همنوردان گروه که به لهجه لری آشنا بودند اظهار داشتند دلو در لری به معنای ظرفی وی شکل است و شاید به خاطر دره ای که در مسیر کوه قرار دارد این نام را بر آن نهاده اند. روستای دارنجان (دارنگان، دارنگون)، در کوهپایه دلو، از کهن‌ترین روستاهای فارس است و قدمت آن به دوره ساسانی می‌رسد. این نام در اصل «دارگان» بوده به معنی مرکز درخت یا باغستان. نام روستای فوق در منابع سده‌های اوّلیه اسلامی مندرج است.

 نرسیده به ورودی تنگ خانی باغ های انگور دیده می شد مسیر پاکوب را ادامه دادیم و به اولین چشمه  که به یک مخزن کانکس مانند می ریخت رسیدیم ، چند دقیقه ای کنار چشمه بودیم و پس از عکاسی و نوشیدن آب  مسیر را ادامه دادیم .در طول مسیر چشمه های زیادی دیده می شد و اطراف بعضی چشمه ها آب جریان داشت ولی کل مسیر رودخانه بدلیل اینکه هنوز بارندگی ها شروع نشده بود خشک بود . در همه جا درختان کیالک ، بادام کوهی ، انجیر ،بنه ، گردو و…دیده می شد. صدای پرندگان فضا یی را که با صخره های سنگی  محصور شده بود زیبا تر می کرد .ساعت ۸ در کنار چشمه نسبتا پر آبی که صدای جریان آبش از دور به گوش می رسید جهت صرف صبحانه توقف کردیم. ساعت ۸و ۴۵ دقیقه رو به سوی کوه مسیرمان را ادامه دادیم ، گاهی از درختان کیالک و انجیر می چیدیم  . در انتهای دره به دشت نسبتا وسیعی که مملو از درخت کیالک  بود رسیدیم  ، انتهای دشت به دامنه ی کوه دلو می رسید.حوضچه ای در میان دشت  به چشم می خورد که آبشخور گوسفندان بود و  آب آن از چشمه ای از کوه تامین می شد .کمی کنار حوضچه نشستیم و سپس به سمت درختان کیالک رفتیم و شروع کردیم به چیدن ، کوله هایمان را پر از کیالک کردیم و باقی کیالکهای روی زمین را گذاشتیم برای گوسفندانی که برای چرا به آن طرف آمده بودند. ساعت حدود ۱۲ ظهر بود که راه برگشت را در پیش گرفتیم .در میان راه چند دقیقه ای کنار چشمه استراحت کردیم مسیر تقریبا افتاب گیر شده بود و گرم بود، حدود ساعت  13  و ۳۰ دقیقه به ماشین رسیدم و ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه در میدان معلم شیراز با صحت و سلامت کامل پیاده شدیم. با تشکر فراوان از همنوردان همراه و تشکر ویژه از جناب آقای سالاری به خاطر سرپرستی گروه و مسیر یابی و ایاب و ذهاب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.